تبليغاتX
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهدنا الصراط المستقیم
شهید دکتر مصطفی چمران

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از

شیر بیشة نبرد و عارف شب‏های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت كافران بسیار

سخت بلكه محال است.


سخن گفتن از شهید دكتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه كامل

 هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مكتب علی(ع)، این مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة

 كربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتی نمی‏توان یكی از ابعاد وجودی او را

 آنگونه كه هست، توصیف كرد و نبایست انتظار داشت كه بتوانیم تصویر كاملی در این

 مختصر از او ترسیم نمایئم، كه مردان و رهروان راه علی(ع) و حسین(ع) را با این كلمات

 مادی و معیارهای خاكی نمی‏شود توصیف نمود و سنجید.


این مروری است گذرا و سریع، بر حیات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و

 فداكاری شهید دكتر مصطفی چمران.


ادامه مطلب
|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/03/31 ساعت 13 |

15 خرداد
در فاصله میان فاجعه مدرسه فیضیه و ماه محرم (2 فروردین تا 4 خرداد 42) مبارزه امام اغلب در قالب صدور اعلامیه‌های متعدد بود. فرا رسیدن ماه محرم وضعیت را به یک رویارویی گسترده کشانید. ایام محرم بهترین موقع برای افشای جنایات رژیم و برنامه‌های ضد اسلامی شاه بود. ساواک که از جایگاه ویژه این ماه اطلاع داشت، پیش از آغاز آن، بسیاری از وعاظ را احضار و آنان را ملزم کرد که در محافل و مجالس:
''1-علیه شاه سخن نگویید.
2- علیه اسرائیل مطلبی نگویید.
3- مرتب به مردم نگویید که اسلام در خطر است. ''
امام خمینی در نشستی با مراجع و علمای قم پیشنهاد کرد در روز عاشورا هر یک از آنها برای مردم و عزاداران حسینی سخنرانی کرده و از مظالم و جنایات رژیم پرده بردارند. امام خود نیز علیرغم تهدید رژیم، در ساعت 4 بعد از ظهر عاشورای 42 که مصادف با 13 خرداد آن سال بود برای ایراد سخنرانی به طرف مدرسه فیضیه رهسپار شد.

img/daneshnameh_up/3/3f/15kh1.jpg


ایشان پس از بیان فجایع دلخراش کربلا، حمله دژخیمان شاه به فیضیه را به واقعه کربلا تشبیه نمود و آن فاجعه را به تحریک اسرائیل دانست و رژیم شاه رادست نشانده اسرائیل خواند. امام همچنین با اشاره به التزام گرفتن ساواک از وعاظ که به شاه و اسرائیل بدگویی نکرده و نگویید اسلام در خطر است اظهار داشت: «تمام گرفتاریهای و اختلافات ما در همین سه موضوع است … اگر ما نگوئیم اسلام در خطر است آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا این طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه اسرائیلی است؟»
img/daneshnameh_up/0/03/15kh.jpg

سخنان کوبنده و افشا گرانه امام، شاه را پیش از پیش نزد مردم تحقیر و رسوا کرد. دو روز پس از این سخنرانی در سحرگاه 15 خرداد 1342 امام به دستور شاه در منزل مسکونی خود در قم دستگیر و بلافاصله به تهران آورده شد وی را نخست در سلول انفرادی، زندانی و سپس به یک پادگان نظامی که تحت مراقبت کامل بود منتقل نمودند.

چگونگی قیام 15 خرداد


ادامه مطلب
|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/03/16 ساعت 0 |

السلام علیک یا روح الله

اگر با اخلاق و « زبان خوش » به سراغ روح و دل جوانان برويد ...

مسجدى كه بنده نماز مى‏خواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند؛ براى خاطر اينكه با جوان تماس مي گرفتيم. در همان سالها پوستينهاى وارونه مد شده بود و جوانان خيلى اهل مد آن را مى‏پوشيدند. يك روز ديدم جوانى كه از اين پوستينهاى وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجادۀ من نشسته است؛ يك حاجى محترم بازارى هم كه مرد خيلى فهميده اى بود و من خيلى خوشم مى‏آمد كه او در صف اول مى‏نشست، در كنار اين جوان نشسته بود. ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزى در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجى محترم گفتم چه گفتى؟ به جاي او جوان گفت چيزى نيست. فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همين‏جا بنشينيد و تكان نخوريد! گفتم حاجى! چرا مى‏گويى اين جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسي از جنس پوستين وارونه هم مى‏تواند بيايد به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند.

|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/03/14 ساعت 0 |

رفتار حضرت فاطمه(س) با شوهرش‏

 

حضرت على (ع) مى‏فرمايد: «هيچ‏گاه فاطمه از من نرنجيد و او نيز هرگز مرا نرنجاند و او را به هيچ كارى مجبور نكردم و او نيز مرا آزرده نساخت. در هيچ امرى قدمى برخلاف ميل باطنى من برنداشت و هرگاه كه به رخسارش نظاره مى‏كردم تمام غصه‏هايم برطرف مى‏شد و دردهايم را فراموش مى‏كردم» و در جايى ديگر مى‏فرمايد: «به خدا قسم هرگز كارى نكردم كه فاطمه خشمگين شود و او نيز هيچ‏گاه مرا خشمگين نكرد» (بحارالانوار ج 43 ص 60 و 123). حضرت فاطمه (س) در ابتداى وصيت خود به اميرالمؤمنين (ع) فرمود: «يا ابن عم ما عهدتنى كاذبْ ولاخائنْ ولاخالفتك منذ عاشرتنى اى پسرعمو هيچ‏گاه مرا دروغگو و خيانتكار نديدى و از آن زمان كه با من زندگى كردى با تو مخالفت نكرده‏ام». امیرالمؤمنين (ع) در پاسخ فرمود: « معاذالله انت اعلم بالله وابار واتقى واكرم واشد خوفاً من الله من أن او بخك مخالفتى. پناه به خدا تو عالم‏تر به خدا و نيكوكارتر و پرهيزكارتر و گرامى‏تر و ترسان‏تر از خدايى از اين كه من تو را به نافرمانى از خود سرزنش كنم» (بحارالانوار ج 43 ص 191).

 

 

|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/03/07 ساعت 10 |

بهترین هدیه

 

 

ستارگان درخشانتر از هميشه تاريخ در آسمان مدينه پرتو افشانى مى‏كردند.

 

شميم عطر محمدى(ص) در كوچه‏هاى مدينه پراكنده بود و ياس علوى، آنگاه

 

كه به معراج نماز مى‏رفت، نورش براى اهل آسمان مى‏درخشيد و بر چهره اهل

 

زمين نور مى‏پراكند.

 

در آن هنگام فاطمه(س) ار سختى كارهاى خانه در زحمت‏بود.  امير مؤمنان

 

(ع) آنگاه كه چنين ديد به فاطمه توصيه كرد، نزد پدر برود و خدمتكارى

 

درخواست كند تا در امور منزل يار و همكارش باشد. 

 

وقتى پيامبر(ص) از خواسته آنان آگاهى يافت، فرمود: «اى فاطمه چيزى به

 

تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از

 

نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى

 

و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار

 

برايت از چيزى كه مى‏خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است‏».

 

در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه(س) عطا شد، فرمود: «از خدا و

 

رسول خدا راضى شدم.»

|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/02/20 ساعت 12 |

دعا از ته دل

چه كنيم تا دعاى ما از ته دل باشد؟ و چه راههايى دارد؟

 

امام على (ع) در پاسخ به اين سؤال كه خداوند فرموده: اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ پس چرا دعا مى‏كنيم ولى دعايمان اجابت نمى‏شود؟ فرمود: زيرا دل‏هاى شما هشت خيانت كرده است:

1. اين كه شما خدا را شناختيد، اما حق او را چنان كه بر شما واجب است ادا نكرديد. بنابراين شناخت شما به كارتان نيامد.

2. اين كه ايمان به خدا آورديد، اما با سنت او مخالفت نموديد پس فايده ايمان شما چيست؟

 3. قرآن را خوانديد، ولى عمل نكرديد.


ادامه مطلب
|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/02/20 ساعت 12 |

چند سفارش از حضرت فاطمه(س) براى جوانان‏
 

حضرت فاطمه (س) در سخنرانى خود در مسجد مدينه جملات ارزنده‏اى بيان فرمود كه بخش‏هايى از آن را نقل مى‏كنيم: فجعل اللَّه الايمان تطهيرا لكم من الشرك والصلوة تنزيها لكم عن الكبر. والصبر معونة على استيجاب الاجر. والامر بالمعروف مصلحة للعامة خداوند به وسيله ايمان زنگ شرك را از دل‏هايتان زدود و با نماز خودپرستى را از شما دور كرد و صبر را سبب به دست آوردن ثواب اخروى قرار داد و امر به معروف را به جهت مصلحت عموم مردم واجب نمود،(1).

روزى حضرت على (ع) فرمود: فاطمه جان آيا در منزل غذايى هست كه بياورى؟ حضرت فاطمه (س) فرمود: سه روز است غير از خوراكى كه به شما مى‏دادم و خود نمى‏خوردم، در منزل نداريم. حضرت على (ع) فرمود: پس چرا به من نگفتى تا تهيه كنم؟ حضرت فاطمه (س) فرمود: پدرم رسول خدا (ص) به من فرمود از شوهرت تقاضايى نكن. اگر او خود چيزى تهيه كرد و آورد، استفاده نما و بپذير وگرنه درخواست چيزى نداشته باش،(2).

پى‏نوشت‏

 (1) (وسائل الشيعه، ج 1، ص 13)

 (2) (بحارالانوار، ج 14، ص 197)

|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/02/12 ساعت 17 |

ضمان پزشك در فقه و حقوق اسلامي

 چكيده

 در فقه اسلامي پزشك امين جامعه است و فعلي را كه بر روي مريض انجام مي دهد، از روي احسان است؛ «و ما علي المحسنين من سبيل» و ««هل جزاء الاحسان الا الاحسان»، بنابراين در قبال خسارت ناشي از درمان او ضمانتي ندارد.

 فقهاي شيعي، گاهي چنين استدلال كرده اند كه طبيب شرعاً موظف به درمان بيمار است و در اين راه نسبت به حصول نتيجه و بهبودي وي متعهد نيست؛ بلكه بر اوست كه سعي لازم را در حدود متعارف به منظور معالجه بيمار معمول دارد. در غير اين صورت مسؤول شمردن طبيب موجب انسداد باب طبابت و امتناع پزشكان از درمان مي گردد. گاهي اتفاق مي افتد كه جراح ضمن عمل جراحي كه مطابق قواعد فني نيز صورت گرفته است، جراحاتي به مريض وارد مي آورد كه عواقب خطرناك دارد يا منجر به مرگ مريض مي شود؛ لذا ماده 60 قانون مجازات اسلامي اشاره به اخذ برائت قبل از درمان كرده، مقرر مي دارد: «چنانچه طبيب قبل از شروع درمان يا اعمال جراحي از مريض يا ولي او برائت حاصل نمايد، ضامن خسارت جاني يا مالي يا نقص عضو نيست. و در موارد فوري كه اجازه گرفتن ممكن نباشد طبيب ضامن نمي باشد.» در دومين قسمت اين مقاله، بحث تفصيلي موارد فوق مورد ارزيابي قرار مي گيرد.

 

 واژگان كليدي

رضايت، اسقاط، اذن، اجازه، برائت

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/02/12 ساعت 17 |

پيرو واقعي
عن الصادق - عليه السلام - قال :
امتحنوا شيعتنا عند ثلاث : عند مواقيت الصلاة كيف محافظتهم عليها، و عند اسرارهم كيف حفظهم لها عند عدونا و الى اموالهم كيف مواساتهم لاخوانهم فيها ؛
شيعيان ما و پيروان ما را به سه مساله امتحان كنيد:
1 - اهميت به اوقات نماز، كه آيا اول وقت نماز را بر پاى مى دارند يا خير؟
2 - حفظ اسرار، يعنى در حفظ اسرار و مسائل محرمانه كوشا هستند ياخير؟
3 - و از حيث توانمنديهاى مالى ، يعنى آيا در مال خود براى برادران دينى سهمى قائلند و دست آنها را مى گيرند يا خير؟
(خصال صدوق ، ج 1، ص 103)

نماز در قاموس معارف اسلام ، مفهوم وسيع و اسرار عميق و آثار فراوانى دارد وآيات و احاديث زيادى را به خود اختصاص داده است .
نماز، ريسمان اتصالى است كه هستى و وجود موجوديت آدمى را به ملكوت پيوند داده و مانند اين رشته پرارزش و منبع فيض ، برنامه اى براى ايجاد ارتباط بين بشر و حق مطلق نمى توان يافت .
نماز، پناه بى پناهان ، سنگر دردمندان ، گلستان روح افزاى عاشقان ، چراغ پرفروغ نيمه شب مشتاقان ، صفاى دل مستان و سير و سلوك آگاهان است .
نماز، زنده كننده جان ، صفابخش حيات جاودان ، روشنى راه رهروان ، تكيه گاه سالكان ، راز و نياز عارفان ، سرمايه مستمندان دواى درد بى درمان ، شعله دل هاى بيداران ، مايه شادى سحرخيزان است .
نماز، دنيا و برزخ و قيامت انسان را بيمه مى كند و در همه صحنه ها پاسدار جان و روح آدمى است .
در سر لوحه دستورات هدايتگرانه الهى و سخنان معصومين - عليهم السلام - معراج مؤ من ، نماز قرار دارد و دستورى است كه همه انبياء به آن سفارش كرده اند و وسيله شكر و مايه پاكى و سعادت انسان است .بخش ‍ عظيمى از كلام بزرگان دين ، معصومين - عليهم السلام - به همين فريضه مهم تعلق گرفته و سخنان گهربار اين عزيزان به انحاء مختلف پيرامون آن پرتو افشانى مى كند.

اهتمام على عليه السّلام به نمازاول وقت

هنگامى كه على عليه السّلام در جنگ صفّين سرگرم نبرد بود، در ميان هر دو صف كارزار، مراقب حركت و وضعيّت خورشيد بود (تا ببيند چه وقت به وسط آاسمان مى رسد تا نماز ظهر را بخواند).
ابن عبّاس عرض كرد: ((يا اميرالمؤ منين ، اين چه كارى است كه مى كنيد ؟))
حضرت فرمود: ((منتظر زوال هستم تا نماز بخوانيم .))
ابن عبّاس گفت : ((آيا حالا وقت نماز است با وجود اينكه سرگرم پيكار هستيم ؟))
على (ع ) فرمود: ((جنگ ما با ايشان بر سر چيست ؟ تنها به خاطر نماز است كه با آنها نبرد مى كنيم .))

منبع:baqqi.blogfa.com

|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/02/08 ساعت 11 |

مولود آسمونی
 

میلاد یازدهمین اختر آسمانی امام حسن عسکری بر جانشین حضرت

و محبان حضرت مبارک باد

 

 

|+| نوشته ي مصطفي خسروی در 86/02/05 ساعت 14 |